11 سپتامبر، اسلام، غرب و صلح جهانی (27) | |||||
|
آیا هالیوود یکی از مقصران اصلی یازده سپتامبر بود؟ | |||||
| خبرگزاری "مهر" - گروه فرهنگ و هنر : دقیقاً چهار سال از حادثه یازده سپتامبر گذشته، اما همچنان همه از آن آرماگدون بزرگ حرف می زنند؛ روزی که آتشفشان فوران کرد، اجسام آسمانی به هم خوردند، ناوگان دریایی نابود شد و کشتی ها به قعر آب فرو رفتند. | |||||
|
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر "مهر"،
برای تمام کسانی که آن حادثه را از صفحه تلویزیون می دیدند، نخستین نکته ای که به ذهن متبادر می شد و می توانست آن صحنه ها را معنی کند و همه جهانیان را به دیدگاهی مشترک برساند، مقایسه صحنه های برخورد هواپیماها با برج های دوقلوی نیویورک با یک فیلم سینمایی بود. تصاویر متحرک و صدای همگام با آن درست مثل انتقال اطلاعات عمل می کرد. زبان مشترک تمام بلاک باسترها (فیلم های بزرگ و پرهزینه) در واقع یک چیز است : خشونت. از زمان فروپاشی امپراتوری شوروی هم این زبان مشترک تنها در یک نقطه دیده می شود و آن جایی نیست جز "هالیوود". فیلم های با مارک هالیوود دیگر بر DNA مردم جهان حک شده اند و بخشی جدایی ناپذیر از شخصیت و ذات انسان ها محسوب می شوند. بنابراین، فرار مردم وحشت زده منهتن از مقابل گام های خطرناک گودزیلا، انفجار آسمانخراش ها و نطق های جنگ افروزانه "روز استقلال"، تأثیر عاشقانه "تایتانیک"، معصومیت زخم خورده "پرل هاربر" و جنون جهانشمول "تأثیر عمیق" همان دنیایی است که رولند امریش (سازنده فیلم "روز استقلال") در خدمت اهداف روپرت مرداک (غول رسانه ای جهان) کارگردانی کرده است.
"دقیقاً همان چیزی که انتظارش می رفت." آیا حملات تروریستی به نیویورک و واشنگتن هم یک فانتزی پیشگویانه بود که به حقیقت می پیوست؟ یا نوعی کامروایی گمراهانه؟ در بیش از نیم قرن گذشته ایالات متحده کشورهای مختلفی از ژاپن و ویتنام گرفته تا عراق و صربستان را بمباران کرد بدون اینکه حتی یک بمب روی خاک و شهرهای خودش بیفتد. اما فراتر از همه اینها، امریکا دنیا را با تصاویر خود هر آن بمباران می کند. برخی روحانیون و کشیش ها بلافاصله حملات یازده سپتامبر را به کیفر الهی ربط دادند. برخی دیگر آن را رویدادی برای تغییر سیاره زمین دانستند با این تفاوت که رویداد مذکور بسیار شبیه یک سوپرپروداکشن خارق العاده هالیوودی با هزینه ای چند صد میلیون دلاری سازماندهی شده بود. عده ای هم یازده سپتامبر را توطئه یهودی ها و به عبارت صحیح تر صهیونیست ها دانستند.
آندره بازن، منتقد معروف سینما، دیدن تصاویر فاجعه یازده سپتامبر را به تجربه زیبایی شناسی تصاویر متحرک نسبت داد که از زمان پیدایش سینما تقریباً همپای فاجعه بوده و سوزان سانتاگ هم به این نکته اشاره کرد که فیلم ها ـ و البته حالا دیگر تلویزیون و بازی های ویدئویی ـ فانتزی زندگی به واسطه مرگ دیگران و یا مرگ شهرها و حتی نابودی انسان و انسانیت را به ما آموخته اند.
این حادثه تاریخی نامیمون، که برخی آن را پایان تاریخ می دانند، با تولید اکشن های پرهزینه، فیلم های پرآب و تاب ژانر فاجعه و دیگر محصولات بلندآوازه سینمایی از "توفان صحرا"ی جرج بوش گرفته تا "پرل هاربر" مایکل بی شناخته می شود. نشریه معتبر ورایتی یک بار در یکی از شماره های سال 1995 خود این تیتر را زد: "زمین برای هالیوود: شما برنده شدید". آنچه سوزان سانتاگ از آن به عنوان "تصویر فاجعه" یاد کرده، در طول زمان بارها کارآیی خود را نشان داده است. در حالی که "تایتانیک" (با آن تصاویر بی سابقه مرگ دسته جمعی ولی دیجیتالی) فیلمی همچون "جنگ های ستاره ای" را از مقام پرفروشترین فیلم تاریخ سینما به زیر کشید، محاکمه بیل کلینتون و وحشت ناشی از ورود به هزاره سوم چنان ترسی از رسیدن آخرالزمان به جان مردم انداخت که هرگز پیش از آن مشاهده نشده بود. علاوه بر حمله تروریستی به مرکز تجارت جهانی در سال 1993 و بمبگذاری در ساختمان فدرال اکلاهماسیتی دو سال پس از آن، فیلم هایی چون "گردباد"، "فهرست شیندلر"، "توفان یخ"، "تصادف"، "آخرت شیرین"، "نجات سرباز رایان"، "مگنولیا"، "سیزده روز" و "دانی دارکو" هم به نوعی به بحث تروریسم طبیعی دامن می زدند.
واکنش هالیوود به یازده سپتامبر شگفت انگیز بود؛ ضمن اینکه اصلاً اندیشه جادویی تمام آن چیزی است که در سینما ارزش دارد و فیلم ها به واسطه آن ساخته می شوند. در روزهای پس از حادثه یازده سپتامبر، استودیو برادران وارنر اکران "غرامت مضاعف" را به تأخیر انداخت، فیلمی که آرنولد شوارتزنگر در آن به انتقام از تروریست های قاتل زن و فزرندش در آسمانخراشی در لس آنجلی برمی خیزد. جالب اینجاست که در فیلمنامه اولیه تروریست های قاتل خانواده قهرمان داستان اعراب بودند و اندرو دیویس کارگردان بعدها هویت آنها را به قاچاقیان مواد مخدر منطقه امریکای جنوبی تغییر داد. حتی در این دوران پرآشوب فیلم های کمدی هم در امان نماندند و مجبور به پرداخت غرامتی مضاعف شدند. دیزنی نمایش عمومی "مشکل بزرگ" تیم آلن را با موضوع قاچاق بمبی اتمی با یک هواپیمای جت به تعویق انداخت و مترو گلدوین مه یر اساساً پروژه "خون دماغ" را با بازی جکی چان به بایگانی فرستاد. نمایش تلویزیونی فیلم های "پرونده ایکس" و "روز استقلال" هم با وجود اعلام قبلی کلاً منتفی شد . آنچه مسلم است اینکه هالیوود در این حادثه احساس گناه می کرد. درست چند روز پس از سقوط برج های سازمان تجارت جهانی، استودیوهای بزرگ فیلمسازی با آب و تاب فراوان اعلام کردند که پلیس فدرال امریکا گفته احتمالاً هالیوود هدف بعدی تروریست هاست. 21 سپتامبر 2001 در لس آنجلس شایعه ای به سرعت برق و باد پیچید مبنی بر اینکه به زودی حمله ای به شهر انجام می شود. گرچه فیلم های هالیوودی نقشی اساسی در تربیت تروریست ها داشتند، اما همه هم به اندازه رابرت آلتمن آنقدر بی پرده و صریح نبودند که بگویند: "سینما زمینه را برای تروریست ها فراهم کرد و آنها دقیقاً از روی فیلم ها کپی کردند. هیچکس حتی فکر انجام چنین عمل وحشیانه ای را هم نمی کند مگر اینکه آن صحنه را در فیلمی دیده باشد . . . من معتقدم ما خودمان فضا را مساعد کرده و به آنها آموخته ایم چگونه این کار را بکنند" . با وجودی که گفته می شد علاقه مردم به سینما رفتن پس از حادثه یازده سپتامبر کمتر شده، اما آمارهای رسمی نشان داد که حتی پیش از اکران نخستین "هری پاتر" هم فصل پاییز شاهد فروش فوق العاده برخی فیلم های روی پرده بود. در اواخر اکتبر نشریه ورایتی گزارشی به نقل از گروه تحقیقات ملی منتشر کرد که نشان می داد حدود شصت درصد از مردم، به ویژه آنها که اخبار حوادث را از تلویزیوین دنبال کرده اند، هیچ علاقه ای به سینما رفتن ندارند. اما مگر این تعداد همیشه به سینما می رفتند که حالا فقط به واسطه حادثه تروریستی یازده سپتامبر این عادت خود را کنار گذاشته باشند؟ حتی برخی استودیوها فیلم های جنگی نظیر "پشت خطوط دشمن" را روانه پرده کردند که در ماههای پس از آن حادثه هولناک با واکنش بسیار خوب سینماروها مواجه شد. البته فیلمی مثل "سقوط بلک هاوک" هم بود که برخی آن را بدترین فیلم فاجعه دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون می دانند. این فیلم جنگی ریدلی اسکات به دلیل نشان دادن سربازان امریکایی به عنوان مسئول مرگ هزاران سومالیایی در اوایل دهه نود چندان به مذاق هیأت حاکمه امریکایی خوش نیامد.
به گزارش "مهر"، با اینکه به نظر می رسید هالیوود به واسطه دخالت هر چند غیرمستقیم در حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر تنبیه شده باشد، در عوض به فاصله چند روز از این حادثه انستیتو فناوری های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (تحت نظارت پنتاگون) جلساتی با چند فیلمساز هالیوودی از جمله استفن دی سوزا (نویسنده فیلمنامه های "جان سخت" و "جان سخت 2")، جوزف زیتو (کارگردان "دلتا فورس وان" و "گمشده در عملیات")، دیوید فینچر، اسپایک جونز و مری لمبرت تشکیل داد. موضوع جلسات هم، که به سرپرستی ژنرال کنت برگویست برگزار می شد، درباره ارایه فکری بکر برای فیلمنامه ای احتمالی تروریستی و سپس دادن راه حل بود. (چرا که نه؟ امریکا کشوری است که در آن از استیون اسپیلبرگ می خواهند دیدگاه خود را درباره جرم و جنایت در جامعه به نمایندگان کنگره ارایه بدهد و تام کلنسی نویسنده هم در شبکه خبری CNN به عنوان کارشناس تروریسم حضور پیدا می کند) . | |||||


