" واینک آخرزمان ولی به روایت مل گیبسون "
فیلم با این گفتار ویل دورانت از کتاب تاریخ تمدن شروع میشه:
“A great civilization is not conquered from without until it has destroyed itself from within.”
“تمدنی مسخر و مغلوب نخواهد شد مگر از درون!”
به قدری این تیتر بندی اول فیلم تکونم داد که فیلم را نگه داشتم و یسنا رو که داشت سروصدا تو روروکش در می آورد خوابوندم و کار رو در کمال تمرکز ادامه دادم، یه جورایی بوی خاصی از فیلم می اومد، تمامی صحنه های فیلم در مکزیک فیلم برداری شده و زبان فیلم مشابه مصائب مسیح زبان بومی و دوران تاریخی واقعه فیلم هست، یکی از انواع گویشهای مایایی و فیلم در جاهایی که مونولوگ یا دیالوگی وجود داره به زیرنویس انگلیسی مسلحه.
چهره پردازی هنرمندانه فیلم یکسره میبردتون تا خود مکزیک حوالی ۱۴۹۲میلادی، جنگل های گرمسیری، شکار، جنگیدن برای زنده ماندن و تشکیل دولت-حکومتی که ابزار فن آوری پیچیده تری داره و میتونه دسته ای از ماشینهای انسانی نابودگرش رو برای کشتن، چپاول و گرفتن قربانی به هر کجای سرزمینش اعزام کنه. شبی قبل از کشتار در کنار آتش هیزمهای قبیله، پیرمردی فرزانه برای مردم روایت میکند:”و انسان افسرده و غمگین بود پس به نزد حیوانات آمد و حیوانات به رسم چاره جویی هر یک بخشی از بهترین توانائییهای خود رو به او هدیه کردند ، بینایی کرکس،هشیاری و دانایی مار،قدرت جاگوار و…پس از آن انسان رفت، سایر حیوانات گمان میکردند که انسان با چنین هدایایی میبایست آرامش بیابد و شاد زندگی کند و لی جغد گفت: من درون انسان حفره ای میبینم که به هیچ طریقی پر نخواهد شد و انسان به سبب حرص و آز خودش تا ابد غمگین خواهد ماند……………..”
پس از اسارت افراد قبیله و کشتار مقاومت کننده ها، اسرا به شهری مثل پایتخت مایاها برده شدند تا در پیشگاه الهه خورشید قربانی شوند زیرا به نظر میرسد وی ناراضی است و در این میان صحنه گردان جادوگران و کاهنین در کنار حاکمی دغلکارندو این ذبح قربانیان تا پایان کسوف خورشید ادامه می یابد و در آستانه پایان کسوف کاهن اعظم مردم را به رضایت الهه خورشید بشارت می دهد در حالیکه با قیافه ای تمسخر آمیز با حاکم نگاههایی را رد و بدل میکنند و مابقی اسرا نیز از کشته شدن معاف میشوندولی برای تفریحی سادیستیک در اختیار همان گروه نابودگر و فرمانده قرار میگیرند……….
خشونت وحشیانه و نابودگر انسان برای دریدن و قربانی کردن انسانهای دیگر در جای جای فیلم موج میزند و اینبار دیگه مطمئنم مل گیبسون برای عریانی خشونت دلیلی داره، دهشتناکی و میخکوب کنندگی چنین صحنه هایی در فیلم های مل گیبسون تصادفی نیست و شباهتی هم به کثافتکاریهای هالیوودی نداره، بیشتر به درک درستی از واقعیت درنده خویی انسان میپردازه،اراده استیلای حکومت بر انسانها ناگزیر از اعمال خشونته و پایان کار تمدنی چون مایا که بنا به شواهدی به حد ارتباط با موجودات فضایی رسیده بودند ،همین دست اندازی به جان و مال مردمان فرودست و تحمیق توده هاشون بوده، بسیاری از منتقدان فیلم این عریانی خشونت در رو در آثار گیبسون تقبیح می کنند ولی به باور من این آخرین فرصتهاییه که شاید هنرمندان در آغاز هزاره سوم بتونند فریاد بزنند و خشونت بی حد و حصر نوع بشر رو نفی کنند……
فیلم با روایت تاریخی معاصر همون دوره کشف آمریکا ساخته شده و پوشش زنان و مردان مناطق گرمسیری رو داره ولی ستر عورت!!دارن ولی انتظار پوشیدگی تو جنگلهای شبیه به آمازون تقریباً بیجاست!، صحنه های جنگ و جدال و مثله کردن قربانیها و اسرا تکان دهنده است و بهتره که اونهاییکه تحملشو ندارند نبینند، ولی در مجموع امضاء افتخارآمیز گیبسون پای هر سکانسش هست و همین طور داستان جالب و خوش سوژه فرهاد صفی نیا که نگاهی شرقی رو به نگاهی غربی گره زده…..


