تبليغاتX
عصر آخر الزمان
 

شعار همیشه استعمارگران: اختلاف بیفکن و حکومت کن...


ساخت بازی برای تشخیص شیعه از سنی !

ارتش ايالات متحده آمريكا اخيرا يك بازي الكترونيكي جديدي را براي سربازان خود ساخته تا با استفاده از آن بتوانند مسلمانان شيعي را از مسلمانان سني مذهب به خوبي تشخيص دهند.

به گزارش شيعه آنلاين، گفته مي‌شود اين بازي ويدئويي قدرت تشخيص سربازان ارتش آمريكا كه در عراق و افغانستان حضور دارند را بالا مي‌برد تا بتوانند مسلمانان را از يكديگر تشخيص دهند و مذهب آنان را شناسايي كنند.در اين بازي، شيعيان ظاهر و لباس مخصوصي دارند و پيروان اهل سنت نيز شكلي خاص دارند و بدين ترتيب سربازان آمريكايي آنان را از يكديگر تشخيص خواهند داد.همچنين در اين بازي الكترونيكي جنگي، روش هاي مختلف جنگي امتحان مي‌شود و بدين ترتيب سربازان آمريكايي سناريوهاي مختلف جنگي را امتحان مي‌كنند. هدف از ساخت اين بازي عادي شدن جنگ براي سربازان آمريكايي است. از ديگر اهداف اين بازي آگاه كردن سربازان آمريكايي نسبت به مسائل حساس نزد مسلمانان است تا حوادثي جنجال انگيز مانند توهين به قرآن كريم كه در گذشته رخ داد و براي ارتش آمريكا دردسر ساز شد، تكرار نشود. در اين بازي همچنين كمي در مورد عقايد پيروان اهل بيت(ع) و اهل سنت به طور جداگانه توضيح داده مي شود.

                                        

گفتني است انديشه ساخت اين بازي الكترونيكي توسط "مركز اطلاعات و آگاهي فرهنگي ارتش آمريكا" كه مقر اصلي آن در شهر آريزونا است، مطرح شد. مشكل تشخيص مسائل جنجال برانگيز و حساس مسلمانان توسط سربازان آمريكايي، بيشتر نزد سربازان كم سن و سال و جوانتر وجود دارد و تاكنون چندين بار در عراق و افغانستان مشكل آفريده است.در همين راستا سرهنگ "جان كاستير" مدير "مركز اطلاعات و آگاهي فرهنگي ارتش آمريكا" گفت: اين بازي به شدت مورد استقبال سربازان آمريكايي قرار گرفته است به ويژه اينكه آنان را در اوقات فراغتشان سرگرم مي‌كند. اين بازي آنان را از نظر اطلاعات عمومي و فرهنگي نيز غني تر مي‌كند زيرا بدون شك سربازان بايد با محيط و خصوصيات مناطقي كه در آن مبارزه مي‌كنند، آشنا شوند.منبع خبر

+ نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 5:9 |

 

علائم و نشانه های آخرالزمان از دیدگاه دین

 

در رابطه با حوادثي كه فرموده اند در زمان غيبت حضرت مهدي(عج) پيش خواهد آمد، ما بايد مراقب باشيم نه از كساني باشيم كه به وجود آورنده ي آن حوادث خواهند بود و نه از كسانيكه تحت تأثير آنان قرار مي گيرند و به رنگ آنها در مي آيند. علائم و نشانه هاي آن زمان را بشنويم و در حفظ و حراست معنوي و اخلاقي خود بكوشيم.

از جمله ي آن علائم اينكه:

ــ در آن زمان علم حقيقي [ يعني،خداشناسي و خداپرستي از ميان مردم] برداشته ميشود و جهل[ يعني، مقهوريت در مقابل شهوات و اهواء نفساني]ظاهر و بارز ميگردد.دانشمندان اعم از ديني و غير ديني فراوان ميشوند، اما عمل به علم كم ميشود. عالمان هدايتگر اندك و عالمان گمراه كن بسيار ميشوند!

عجيب است! طوري ميشود كه همان دانشمندان به قول خود ديني هم كه بايد كارشان ارشاد و هدايت مردم باشد، كم ميشوند و كثيراً به جاي هدايت ، مردم را به ضلالت و گمراهي مي افكنند.

واقعاً بايد پناه ببريم به خداو بدانيم كه تنها دانشمند و فقيه بودن، در امر هدايت كافي نيست؛ اهل عمل بودن و ورع داشتن لازم است. ممكن است كسي خيلي دانشمند باشد، حتي در علوم ديني هم فقيه باشد ولي ورع و تقوا نداشته باشد؛ اين آدم مضلّ است و چه بسا زيانش به حال مردم ، بيشتر از غير عالمان باشد!!!

ــ مسجدها از نظر ساختمان آباد است و از نظر هدايت ويران است.

ــ شما به مكه و مدينه كه مي رويد، مي بينيد مسجدها را چه زيبا و عالي ساخته اند اما در آنجا از هدايت به حقايق اسلام و قرآن كه مكتب اهل بيت است خبري نيست، دروغ را روا مي دانند و ربا را[ حلال تر از شير مادر] مي خورند.

به راستي خيلي مايه ي تأسف است كه در بازار مسلمانان رباخواري، دروغگويي،تدليس و كلاهبرداري يك امر عادي شده است! اصلاً باكشان نميشود و مسئله حق الناس در نظرشان مفهومي ندارد.

ــ ساختمان ها را محكم ساخته و دين را به دنيا مي فروشند و مردم نالايق را به كارهاي مهم مي گمارند و زنان را طرف مشورت قرار مي دهند و از آنها در تمام امور زندگي نظرخواهي مي كنند!!!

ــ صف هاي جماعت خيلي فشرده و بدنها به هم چسبيده اما قلب ها با هم مختلف است و از هم رميده و زنان با شوهرانشان، براساس حرص در دنيا طلبي ، در تجارت و كسب و كار شركت مي كنند.( منتخب الاثر/424-427)

ــ همه با هم كار مي كنند تا زندگي دنيا تأمين شود، ديگر كاري به اين ندارند كه آيا با موازين ديني منطبق هست يا نيست! مهم اين است كه بايد زندگي كنيم.


                            نشانه هاي آخرالزمان از زبان پيامبر اكرم(ص)

در حديثي هم كه از رسول اكرم(ص) نقل شده،آمده است:

* زماني بر امت من خواهد آمد كه درآن زمان باطنشان ناپاك و ظاهرشان نيكو ميشود.

* دنياطلبي در جانشان رسوخ ميكند. خواهان آنچه كه نزد خداست نمي باشد و وَقعي به وعده هاي خدا نمي گذارند.

* كارشان ريايي ميشود و خالي از خوف خدا.
در اين موقع است كه خداوند آنها را به عذاب و عقابي فراگير و عمومي مبتلا ميسازد. آنگاه مانند آدمي كه در حال غرق شدن است و دست و پا مي زند دعا ميكنند و هرگز هم اجابت نمي بينند.( منتخب الاثر/426)

* در آن زمان علم[ بارفتن علما[ بساطش را از ميان مردم برچيده ميشود و جهل جانشين آن ميگردد.

* قاريان قرآن فراوان ميشوند و عمل به قرآن كم ميگردد.
قاريان ، حافظان، معلمان و مفسران قرآن از زنان و مردان تا بخواهيد زياد ديده ميشوند امااز عمل به قرآن خبري به گوش نمي رسد،گويي كه ملخ ريشه ي آن را خورده است.

* شعرا زياد ميشوند و احياناً بيشتر از قاريان قرآن كه حتي در مجالس ترحيم نيز اكثراً به جاي قرائت قرآن ، شعر مي خوانند و ثواب آن را هديه به روح ميت ميكنند!!!

* در آن زمان فقهاي هدايتگر كاهش مي يابند و فقهاي گمراه كننده فراوان مي گردند.
البته منظور از فقها تنها صنف استنباط كننده ي احكام فقهي نيستند بلكه منظور ، مطلق دانشمندان آگاه از مباني دين است( اعم از روحاني و غيرروحاني) كه سخنانشان ، حكيمانه است ولي اعمالشان دردي درمان ناپذير است.

* دروغگويي در ميان مردم حلال ميشود/ اصلاً زندگي براساس دروغ مي چرخد. اگر دروغ نباشد كارشان پيش نمي رود/ رباخواري آن چنان عادي و علني ميشود كه مجالي براي توبيخ و سرزنش نمي ماند.


واقعاً عجيب است! اين سخنان از معجزات رسول خدا و ائمه ي هدي است. آن روز فرموده اند و امروز مي بينيم كه اين چنين است. اگر امروز كسي بگويد : اين معامله ربوي و حرام است، نه تنها باورشان نميشود؛بلكه گوينده را به تمسخر و استهزاءمي گيرند.
ساختمان هاي محكم و برج هاي بلند و باعظمت ميسازند.قرآن و احكامش تعطيل ميشود. چنان ميشود كه اما قائم، مردم را به اسلام جديد دعوت ميكند!!! قمار آشكار و احياناً مايه ي افتخار مي گردد.

ساز و آواز و آهنگ هاي لهوي آنچنان فراگير ميشود كه مسلمانان از كنار آن به طور عادي مي گذرند و خود را موظف به نهي از آن نمي دانند.( منتخب الاثر/424-438)

فرموده اند: در زمان غيبت دعا براي تعجيل فرج و حفظ ايمان و يقين زياد داشته باشيد.ضمن دعا در زمان غيبت، اين چند جمله آمده است:

صداي آمدنت را به گوش ما برسان/ زمان غيبت خود را به انتها برسان/
كنار تربت زهرا به وقت نافله ات/ دعاي خويش را به ياري اين گدا برسان/

بخوان دعاي فرج را، دعا اثردارد/ دعا كبوتر عشق است كه بال وپر دارد/
بخوان دعاي فرج را كه يوسف زهرا/زپشت پرده ي غيبت به ما نظر دارد/

+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 5:9 |

 

نقش و جایگاه پنتاگون در سیاستهای هالیوود..

همکاری‌های سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی همکاری می‌کرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود.
همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشن‌های شما حضور می‌یابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد.
گفتگو با دیوید روب
چکیده:
هالیوود و پنتاگون از دیرباز همکاری تنگاتنگی با یکدیگر داشته‌اند، چرا که در اختیار نهادن تجهیزات لازم و حمایت از اکران فیلم‌های‌ هالیوود از یک سو و ساخت فیلم‌های همسو با اهداف پنتاگون از سوی دیگر، همکاری نزدیک دو طرف را رقم زده است. دیوید روب در کتاب اخیر خود با عنوان «نام عملیات:‌ هالیوود» نشان می‌دهد که چگونه‌ هالیوود با پذیرش نظرات پنتاگون در مورد تغییر فیلمنامه‌ها، حذف مسایل واقعی اما ناخوشایند، سانسور جنایات جنگی و پرهیز از نشان دادن صحنه‌های استعمال موادمخدر و مشروبات الکلی، عملاً به یک جریان گسترده خود سانسوری در ایالات متحده دامن می‌زند. البته هدف نهایی آنان از این اقدامات کمک به ایجاد یک تصویر ذهنی مطلوب از ارتش در اذهان مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان که سربازان آینده ارتش ایالات متحده هستند و همچنین نمایندگان کنگره که باید همه ساله بودجه هنگفت نیروهای پنج‌گانه ارتش را تصویب کنند، می‌باشد. خبرنگار نشریه «مادر جونز» در گفتگو با «دیوید روب»، ابعاد مختلف این همکاری را برملا می‌کند.
مقدمه
امروزه تعدادی از تهیه‌کنندگان‌ هالیوود، به افرادی تبدیل شده‌اند که با تغییر افراد شرور فیلم‌نامه‌ها به انسان‌هایی قهرمان، تغییر شخصیت‌های اصلی، عوض کردن مفاهیم سیاسی حساسیت‌برانگیز و یا اضافه کردن صحنه‌های مربوط به حضور نیروهای نجات به فیلم‌هایی که اصولاً به این صحنه‌ها نیازی نداشته‌اند، در جهت خوشحال کردن پنتاگون، گام برمی‌دارند. گویی که هیچ انسان بدی در ارتش وجود ندارد. هیچ معاشرتی بین فرماندهان و زیردستان صورت نمی‌گیرد. سربازان ارتش از موادمخدر و الکل استفاده نمی‌کنند. هیچگاه بر سر خشک مغز‌ی‌های موجود، کشمکشی روی نمی‌دهد. و در نهایت اینکه ارتش و رئیس‌جمهور نباید با تصویری بد معرفی شوند.
دیوید روب در این مصاحبه توضیح می‌دهد که چرا پنتاگون بیش از ساخت یک فیلم خوب به دنبال ارائه یک تصویر مناسبی از خویش است و چرا تهیه‌کنندگان فیلم‌هایی نظیر اسلحه برتر، برهنگان و سانتینی بزرگ مجبور شده‌اند که با دستکاری و تغییر در فیلمنامه‌هایشان، خواسته‌های پنتاگون را اجرا نمایند. البته آنان در مقابل توانسته‌اند با قیمتی اندک به لوکیشن‌ها، خودروها، تانک‌ها، نفربرها و تجهیزات و نیروهای نظامی مورد نیاز خویش برای ساخت فیلم‌هایشان دست یابند.
در سال جاری، آقای روب که به عنوان خبرنگار در دو نشریه گزارشگر‌ هالیوود و دیلی واریتی به فعالیت مشغول است، از انعقاد یک موافقتنامه میان استودیوهای فیلمسازی‌ هالیوود و مقامات پنتاگون، مطلع گردید و تصمیم گرفت که در این مورد به تحقیق بپردازد. وی به بررسی صدها سند پنتاگون پرداخت و با ده‌ها فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و فرمانده نظامی نیز مصاحبه نمود. در نهایت نیز یافته‌هایش را در کتاب «نام عملیات:‌ هالیوود» منتشر نموده است.
در ادامه مصاحبه خبرنگار نشریه «مادر جونز» جف فلیچر با دیوید روب را می‌خوانید:
مادر جونز: سابقه همکاری ارتش ایالات متحده با‌ هالیوود به چه زمانی بازمی‌گردد؟
دیوید روب: همکاری‌های سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی همکاری می‌کرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود. هرچند اولین همکاری دوطرف به ساخت فیلم بالها در سال 1927 میلادی بازمی‌گشت که برنده جایزه اسکار نیز شد.
یک تهیه کننده باید چه گام‌هایی را برای دستیابی به این کمک‌ها بردارد؟ و این فرآیند چگونه است؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 18:35 |
 
یک میلیارد دلار برای تخریب اسلام در اینترنت
 
بودجه سايت هاي اينترنتي ضد اسلامي يک ميليارد دلار است. يک تحقيق انجام شده از سوي دانشگاه الازهر نشان مي دهد بيش از ده هزار سايت اينترنتي سرگرم فعاليت تخريبي عليه دين مبين اسلام و مسلمانان هستند.
اين بررسي که به وسيله دکتر « سيد مرعي» استاد دانشکده تربيت دانشگاه الازهر انجام گرديد و در روزنامه روزاليوسف منتشر شده، ميزان هزينه اختصاص يافته براي اين سايت ها را بالغ بر يک ميليارد دلار در سال ارزيابي کرده است. در اين بررسي همچنين خاطرنشان شده است سالانه يک ميليون دلار بودجه به سايت هاي اينترنتي اسلامي (که تعداد آنها بيش از 200 سايت نيست) اختصاص يافته است. در اين بررسي، تاريخچه تاسيس سايت هاي ضد اسلامي از سال 1980 ميلادي مورد کنکاش قرار گرفته و به اين نتيجه دست يافته است که برخي از سازمان هاي صهيونيستي، جزو نخستين نهادهايي بودند که به اهميت بهره گيري از اينترنت براي بسط و نشر افکار ضد اسلامي شان پي بردند. مطابق آنچه که در اين بررسي آمده، رويکرد اصلي برخي از سايت هاي اينترنتي مزبور، روا داشتن جسارت و اهانت به ساحت پيامبر گرامي اسلام(ص)، خدشه دار ساختن قرآن و اهانت به پيامبر اکرم(ص) بوده و گردانندگان برخي از سايت هاي ديگر اقدام به نگارش سوره ها و آياتي شبيه آيات قرآني مي نمايند که آکنده از هرزه درايي و عقده گشايي نسبت به اسلام و مسلمانان است.
در اين بررسي همچنين خاطرنشان شده برخي از سايت هاي اينترنتي، کلمات و عبارات قرآني مشهور را با خطوط عربي و در شکل خوک، سگ و ديگر حيوانات، در صفحه اصلي خود درج مي نمايند. از طرفي برخي از اين سايت ها، که در اين تحقيق به عنوان « سايت هاي نژاد پرستانه» توصيف شدند، مدام مسلمانان را به ارتکاب اعمال تروريستي، خونريزي و نژادپرستي متهم مي کنند و در اين ميان، سايت هاي اينترنتي ضداخلاقي و مستهجن، اقدام به درج آيات قرآني در حواشي صفحه اصلي خود مي نمايند. از طرفي در بعضي از سايت هاي اينترنتي ويژه مد، کلمات و آيات قرآني در حواشي لباس هاي ارائه شده در شوهاي معروف لباس، نقش بسته است.
در پايان اين تحقيق، بيان شده که اين سايت ها، جزو راهکارهاي نوآورانه دشمنان اسلام براي ادامه جنگ عليه آن و ارائه تصويري وارونه از ديانت اسلامي در ميان غيرمسلمانان محسوب مي شود تا امکان دسترسي غير مسلمانان به معارف اسلامي را به کلي از بين ببرند. « سيد مرعي»، محقق و پژوهشگر مصري که اين بررسي را انجام داده مي گويد: به سبب استفاده بي حد و حصر دشمنان از اين راهکار، لزوم بهره گيري از اينترنت براي تبليغ ديانت اسلامي، ضرورت مضاعفي پيدا کرده است...
 منيع: تبيان به نقل از http://mouood.org/content/view/8594/2/
+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:44 |

پروژه آخر الزمان سازي Hollywood

یادآوری

روزگاري، يهوديان از نظر كليساي مسيحي، قاتلان عيسي (ع) شمرده مي‌شدند و مثلث شيطاني «يهود، يهودا و شيطان» مورد لعن مسيحيان بود، امّا با نفوذ مزوّرانه و برنامه‌ريزي مدبّرانه يهوديان دنيا‌طلب، در طول قرون 14 _ 16، پروتستانيسم يهودگرا در مسيحيت سر بر آورد3 و در مقابل كليساي رم قد علم كرد و با همياري ثروتمندان منتقد يهودي و خوانين و پادشاهان محلي مسيحي قدرت طلب، عليه كليسا قيام كرد و سپس از دلِ پروتستانيسم، پيوريتانيسم يهوديزه متولّد شد و با توسعه‌ى فرهنگ آنگلوساكسون در انگلستان و سپس آمريكا، تمدنِ اومانيستي معاصر توسط «مسيحيت يهوديزه» رشد و توسعه يافت و نهايتاً ليبرال دموكراسي را قله‌ى آمال خود قرار داد. 4 در دهه دوم قرن بيستم كه قدرت تصوير سينمايي، خود را نماياند، شش استوديوي يهودي «برادران وارنر»، «مترو گلدن ماير»، «يونيور سال»، «پارامونت»، «كلمبيا» و «فوكس قرن بيستم»، هاليوود را در حومه‌ى شهر لس‌آنجلس شكل دادند. از آن تاريخ تاكنون، سينماي هاليوود، به ابزاري قوي و جهان‌شمول تبديل شد كه با هدايتِ تهيه‌كنندگان و برنامه‌ريزان يهودي، سوژه‌هاي مورد نظر خود را انتخاب مي‌كرد و آگاهانه آنها را بارور كرده و به فيلم تبديل مي‌كرد و تأثيرات خود را مي‌گذاشت.در ايام جنگ جهاني اين مثلث عوض شد و «نازيسم، فاشيسم و شيطان» اضلاع سه گانه‌ى آن را ساختند و پروپاگانداي سينمايي عليه حكومت رايش سوّم شكل گرفت.در سال‌هاي جنگ سرد، مثلث شيطاني باز تعريف شد و «چين، شوروي و شيطان» سه ضلع آن را ساختند و يهود و يهودا از گناه تاريخي خود تبرئه شدند؛ تا اين كه روح خدا در كالبد ملّت ايران دميد و به رهبري امام و با پشتوانه‌ى ‌حماسه عاشورا، انقلابي علوي شكل گرفت كه عملاً ايرانيان را چون مرداني آهنين، به صف منتظرانِ موعود، وارد كرد. ناگهان، ديكتاتوري سرمايه كه با به راه انداختن جنگ تصنّعي بين آمريكا و شوروي سودهاي كلاني به جيب زده بود و در سينما «جنگ ستارگان» را به راه انداخته بود تا «مجتمع‌هاي صنعتي _ نظامي» صهيونيستي حداكثر سود را داشته باشند، از خوابِ خود خواسته پريد و دوباره تعريفي جديد از مثلث شيطاني ارائه داد؛ «روسيه، مسلمانان و شيطان». در سينما هم آثاري چون «مردي كه فردا را ديد»5 پديد آمد كه براساس پيشگويي‌هاي نوستر آداموس توسط يهودياني چون «اورسون ولز» دو سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي (1981) ساخته شد كه در آن به همكاري هسته‌اي مسلمانان و روس‌ها و ظهورِ دجّال در بين مسلمين پرداخته بود.

با فروپاشي بلوك شرق، خطر كمونيسم در سينما كمتر مورد اشاره قرار مي‌گرفت و اين بار حتي مثلث تبديل به دو ضلعي (؟!) شده بود و يك خط شيطاني در طول تاريخ رسم مي‌شد كه در لباس جديدي، تمدن غرب را نشانه گرفته است؛ شيطانِ باستاني در قالبِ اسلام، خود را ظاهر كرده بود و با فريبِ مسلمانان، زمينه‌ى سقوط بشريتِ (بخوانيد غرب) را فراهم كرده بود. در سناريوي جديد، مسلمين، ياران شيطان بودند كه از زير خاكستر قرون برآمده بودند و هم چون «گودزيلا» حيات انساني را تهديد مي‌كردند و فقط دايناسورهايي بزرگتر از خودشان چون «يونگاري»6 حريف آن‌ها مي‌شدند و چون «بيگانه»‌اي بودند كه اگر خونش را هم مي‌ريختي، سرخي خونش هم اثرات مخرّب خود را براي تمدن اومانيستي غرب با محوريت آمريكا داشت7 و باعث ويراني و فساد مي‌شد؛ لذا ظهور «بيگانه»ها و «وحشي»ها را همسانِ پايان يافتنِ زمانه‌ى انسان به تصوير كشيدند. ديگر اين «جنگ دنياها» آن چنان وسيع شده بود كه دامنه‌ى گسترده‌اش، آن را به خطري براي همه‌ى بشر تبديل مي‌كرد و پايان دوران را در صورتِ تسلطِ شياطين مخرب، براي بشر به ارمغان مي‌آورد؛ پس هاليوود در دشمن‌سازي‌اش، نياز داشت اوضاع را آخرالزماني به تصوير كشد و عطش نياز به منجي را چند برابر كند و منجيان و اَبَرقهرمانان خود را به رُخ عالميان كشد. اين چنين بود كه آخرالزمان و موعود و منجي براي اربابان سينما، موضوعيتي دو چندان يافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:36 |

 

همه یکی نیستند...

همه یک نیستند ؛ بعضی ها هم خدا را می خواهند هم خرما را ، ولی بعضی دیگر نه خرما را دارند و نه ... بعضی خدا را دارند ، ولی خرما را ندارند و بعضی دیگر فقط خرما را دارند و نه ...، بعضی تا لحظه مردن زندگی می کنند و بعضی هم ، مرده ای زنده اند، بعضی در هر ثانیه می میرند و زنده می شوند وبضی هم ساعت ها زنده اند . بعضی یک سال هم در آینه ، نگاهی به خود ندارند، بعضی هم ، ثانیه ثانیه جلوی آینه اند. بعضی رنگ پوست شان سفید است ، اما رنگ دلشان سیاه است ، بعضی هم رنگ پوست شان سیاه است ، ولی رنگ دلشان سفید. بعضی مرگ را تولد می دانند بعضی هم زندگی را . بعضی می خواهند شاد باشند ، بعضی هم غم را گزیده اند .بعضی وقتی هستند ، نیستند ، بعضی بعضی هم با مردن ، زنده می شوند . بعضی به زیبایی خود افتخار می کنند ولی به دردی بی درمان مبتلا هستند . بعضی هم زشت رو هستند اما بی درد و غصه اند . بعضی پول را فقط نگاه می کنند ، بعضی هم به پول می اندیشند . بعضی جیبشان خالی است اما زبانشان پر است ، بعضی هم زبانی خالی دارند ولی جیبشان بعضی قیلفه و شکلی مثل هم دارند، ولی باطن آنها متفاوت است بعضی هم باطنی مشابه دارند ولی ظاهر شان یکی نیست بعضی کمتر می خورند تا زنده بمانند ، بعضی هم بیشتر می خورند تا بیشتر بمانند بعضی خنده بی دندان می کنند بعضی هم یک متر دهانشان ، یا خنده باز می شود بعض خام اند ، ولی پخته می شوند ، بعضی هم پخته اند ، ولی خام می روند بعضی تند می دوند ولی به مقصد می رسند بعضی هم کند می دوند ولی می رسند بعضی راه را نرفته اند ، ولی مجرب اند بعضی ها راه بسیار رفته اند ولی بی تجربه اند . بعضی چشم ندارند ولی می بیند بعضی ها چشمان درشت دارند ولی نمی بیند بعضی دست دارند ولی اهل عمل نیستند بعضی هم بی دست و پایند ولی عمل ندارندبعضی قدی بلند دارند ولی فکرشان کوتا هست بعضی هم کوتا ه قد هستند ولی فکر بلندی دارند بعضی آواز نمی خوانند، ولی پرآوازه اند بعض هم پر آوازه ولی بی آوازبعضی کتاب عشق را به بازار می برند آما خریدار ندارد بعضی هم از چاپ مجدد آن عاجزند بعضی چو پلنگ به دنبال شکارند اما همیشه گرسنه اند بعضی هم بی تلاشند اما همیشه سیر . بعضی هم زندگیرا می بازند ولی خود را نمی بازند بعضی هم زنده گی را برده اند  ولی خود را باخته اند  بعضی در بازار ناامیدی گل امید می فروشند بعضی هم در بازار امید نامیدی می خرند بعضی ازدواج می کنند ولی همیشه مجردند بعضی هم ازدواج نمی کنند اما همیشه متاهل اند . آری همه یکی نیستند ، ولی یکی از همه اند .

بعضی ها...

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 6:56 |

تاثیر گناه بر عالم هستی

تاثیرامور کائنات بر یکدیگر

خسوف و کسوف دو پدیده طبیعی از پدیده های آشنای آسمان است که در فارسی از آن به ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی یاد می شود . مسیر گردش ما و زمین به گونه ای است که هر از گاهی یکی در برابر دیگر قرار می گیرد و اجازه نمی دهد که خورشید به دیگری برسد. بدین ترتیب کسوف و خسوف رخ می نماید که برای برخی ها نیز بسیار جالب و جذاب و دیدنی است و با دوربین ها و تلسکوپ هایشان این پدیده طبیعی را رصد می کنند. با این همه هیچ کس نمی تواند منکر تاثیرات منفی این پدیده های آسمانی در زندگی زمین و زمینی ها باشد و تاثیرات آن بر هر چیزی به روشنی دیده می شود و بر عالم آن مخفی نمی ماند.

اگر ما هستی را یک کلی طبیعی همانند یک فرد انسانی بدانیم باید گفت که هر چیزی اگر در جایی از این فرد از موی سرش تا ناخن انگشتش اتفاق بیفتد ، تاثیری در کلیت این تن خواهد داشت. از این رو می تواند رابطه معنا داری میان افتادن پر کاهی در ته چاهی و حرکت آن تا آسمان ها و کهکشان ها یافت. با این تفاوت که هر چه ، آن چیز از نظر جایگاه و ولایت قوی تر باشد تاثیرش نیز قوی تر و کلان تر خواهد بود . علامه طباطبایی بر این باور است که حرکت چیزی  در طبیعت حتی حرکت پری در در چاهی را نمی توان بی تاثیر در دیگر و امور کائنات دید. از نظر ایشان کلام خداوند در آیه 96 سوره اعراف که می فرماید: و اگر مردم آبادی ها ایمان آورده و به تقوا گرایند به یقین برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می گشاییم ؛ این معنا را اثبات می کند .

نقش تقوا و گناه در هستی

به نظر علامه از این آیه شریفه استفاده می شود که تقوا در جلب خیرات و نزول برکات اثر دارد ؛ چنان که گناهان نیز در رفع و منع آن تاثیر گذار می باشد. بنابراین کار نیک و تقوا آدمیان و ایمانشان در جلب خیرات خورشید و ماه تاثیر می گذارد. همانطور که گناه ایشان نیز در کسوف خورشید و خسوف ماه اثر دارد.

علمای نجوم نوشته اند که خسوف و ماه گرفتگی تا سه ماه در موجوداتی از قبیل گیاهان و جانداران اثر بد و نامطلوب به جا می گذارد و به حال آنها ضرر دارد . چه رسد به گرفتگی خورشید با آن همه فوایدی که نور خورشید برای  موجودات دارد.

در برخی از روایات وارد شده که یکی از علل خشکسالی و بلایای طبیعی چون زلزله را می بایست در ترک زکات جست و جو کرد هر یک از گناهان آثار ویژه و پیامدهای خاصی را به جا می گذارد . همان گونه که گناهان با هم تفاوت دارند آثار هر یک نیز متفاوت است از این رو حضرت امیرامومنان علی (ع) در دعای کمیل می فرماید : خدوندا گناهانی را که پرده ها را می درد بر من بخش؛ خدایا گناهانی را که عذاب ها را نازل می کند بر من بیامرز.

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 6:36 |
 

سهم رژیم اسرائیل از سرزمین مسلمین ....

به مناطق اشغال شده  شگفت آور سبز رنگ در عکس توجه کنید!!!

سال به سال اين مناطق كوچكتر مي شوند و هرروز صدای دمکراسی و آزادی از دهان سرمایه داران و بزرگان غرب و یهود در دنیا بلند تر شنیده می شود و این نمونه ایی از آزادی مردم مسلمان در سرزمینشان هست اینها به چه حقي به خانه هاي مسلمانان حمله مي كنيد و از خون آنان براي خود شهرك مي سازيد

 

خواهشمند است نظرات خود را در مورد این عکس بنوسید ...نظرات شما  درپست گذاشته می شود تا دیگران استفاده کنند.

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 1:34 |
هاليوود و مهدويت
فيلمسازان‌ آمريكايي‌ مهدويت‌ را نشانه‌ گرفته‌اند!
گفت‌ و گو با دكتر حسن‌ بلخاري‌

 


   اشاره‌:
 دكتر حسن‌ بلخاري‌، فارغ‌التحصيل‌ رشته‌ اديان‌ و عرفان‌، از اساتيد دانشكده‌ هنر دانشگاه‌ تهران‌ و آشنا با علوم‌ ارتباطات‌ هستند. با توجه‌ به‌ اطلاعات‌ جامعي‌ كه‌ ايشان‌ در زمينه‌ فعاليتهاي‌ رسانه‌هاي‌ غربي‌ درخصوص‌ مقابله‌ انديشه‌ اسلامي‌ و بويژه‌ موضوع‌ مهدويت‌ دارند، خدمت‌ ايشان‌ رسيديم‌ و سؤالاتي‌ را درهمين‌ زمينه‌ مطرح‌ كرديم‌.

    با تشكر از اينكه‌ وقت‌ گراميتان‌ را دراختيار ما قرار داديد، به‌عنوان‌ اولين‌ سؤال‌ بفرمائيد كه‌ نقش‌ و جايگاه‌ سينما و رسانه‌هاي‌ صوتي‌، تصويري‌ در غرب‌ و خصوصاً آمريكا چيست‌؟

    به‌ يك‌ عبارت‌ جهان‌ امروز جهان‌ تصوير است‌ و عمده‌ترين‌ مصداق‌ اين‌ تصوير سينماست‌. «پفستمن‌» در كتاب‌ «زندگي‌ در عيش‌، مردن‌ در خوشي‌» خود سه‌ دوره‌ را يا سه‌ سپهر را اصطلاحاً براي‌ انتقال‌ معلومات‌ ذكر مي‌كند. دورة‌ اول‌ دوره‌ انتقال‌ معلومات‌ به‌ وسيله‌ زبان‌ بود. پدر مي‌گفت‌ فرزند حفظ‌ مي‌كرد، دوره‌ دوم‌ دورة‌ مكتوب‌ بود و كتاب‌ حافظ‌ و حامل‌ معنا براي‌ نسل‌ بعدي‌ شد. ايشان‌ سومين‌ دوره‌ را دورة‌ تصوير مي‌داند كه‌ تصوير سينمايي‌ و تلويزيوني‌ جاي‌ دو موج‌ قبلي‌ نشسته‌ است‌. البته‌ تحليل‌ ايشان‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ تصويرها به‌صورت‌ خاص‌ دارد ساخته‌ مي‌شود و به‌ جهان‌ ارائه‌ مي‌شود، ما در قلمرو افزايش‌ دامنة‌ جهل‌ انسان‌ قرار داريم‌ تا علمش‌. تحليلي‌ كه‌ پستمن‌ ارائه‌ مي‌دهد تحليل‌ درستي‌ است‌ و اين‌ تقسيم‌بندي‌ نسبت‌ به‌ سه‌ دورة‌ انتقال‌ معلومات‌. واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ ما داريم‌ در عصر تصوير و عصر سينما زندگي‌ مي‌كنيم‌ و عنواني‌ كه‌ شما تحت‌ عنوان‌ دنياي‌  anformatic ، information   يا اطلاعات‌ و انفجار اطلاعات‌ داريد عصاره‌اش‌ تصوير است‌، يعني‌ از يك‌ طرف‌ ما الان‌ در عصر اطلاعات‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ اطلاعات‌ جذابترين‌، مؤثرترين‌، كارآمدترين‌ و ماندگارترين‌ شيوة‌ ابراز آن‌ تصوير است‌. البته‌ فقط‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حالا قدرتها دارند از اين‌ عنصر بالاترين‌ استفاده‌ را مي‌كنند. ذهنيت‌ مخاطبها هم‌، چنين‌ قدرت‌ و جايگاه‌ پذيرشي‌ را دارد. ما در شبانه‌روز بين‌ 78 تا 79% اطلاعات‌ دريافتي‌ روزانه‌ را از چشممان‌ به‌دست‌ مي‌آوريم‌ و بقيه‌ حواس‌ درصد بعدي‌ را به‌خود اختصاص‌ مي‌دهند. درعين‌ حال‌ شما اگر به‌ سيستم‌ دريافتي‌ انسان‌ نگاه‌ كنيد مي‌بينيد كه‌ نيمكرة‌ راست‌ مغز مربوط‌ به‌ علوم‌ حضوري‌ و شهودي‌ به‌صورت‌ تصوير است‌. طبق‌ تحقيقاتي‌ كه‌ طي‌ 10، 15 سال‌ گذشته‌ صورت‌ گرفته‌، انسان‌ با نيمكره‌ راست‌ مغزش‌ با اطلاعات‌ برخورد شهودي‌ مي‌كند يعني‌ در آنجا ماندگار است‌ و بزرگترين‌ و عميق‌ترين‌ تأثيرات‌ را روي‌ شخصيت‌ انسان‌ مي‌گذارد. مجموعة‌ اين‌ قضايا كه‌ من‌ به‌صورت‌ مختصر خدمت‌ شما عزيزان‌ ذكر كردم‌ معنايي‌ را مي‌سازد كه‌ تصوير را كارآمدترين‌ عامل‌ نه‌تنها براي‌ انتقال‌ معلومات‌، بلكه‌ تأثيرگذاري‌ روي‌ شخصيت‌ و روان‌ افراد قرار مي‌دهد. اين‌ مقدمه‌ به‌نحوي‌ بيانگر جايگاه‌ تصوير و سينماست‌.
 ببينيد! غرب‌ در ذات‌ تكنولوژيكي‌ خودش‌ تفوق‌ طلب‌ است‌. يعني‌ ما بحثي‌ داريم‌ در فلسفه‌ علم‌ كه‌ علم‌ وقتي‌ مجتمع‌ شد في‌حد نفسه‌ قدرت‌ را به‌دنبال‌ مي‌آورد. برگرديم‌ به‌همان‌ كلامي‌ كه‌ «فرانسيس‌ بيكن‌» در ابتداي‌ رنسانس‌ گفته‌ كه‌ «هدف‌ نهايي‌ علم‌ قدرت‌ است‌». در چنين‌ فضايي‌ غرب‌ براي‌ اعمال‌ اين‌ قدرت‌ و كسب‌ مطامع‌ بيشتر از تصوير دارد بهترين‌ استفاده‌ را مي‌كند. هاليوود به‌عنوان‌ مركز فيلمسازي‌ آمريكا، كه‌ در سال‌ 700 فيلم‌ توليد مي‌كند و سالانه‌ 15، 16 ميليارد دلار سود خالص‌ دارد و نزديك‌ به‌ 78% سينماها و تلويزيونهاي‌ جهان‌ از آن‌ تغذيه‌ مي‌شوند. شما كلمات‌ را كه‌ كنار هم‌ قرار بدهيد به‌صورت‌ بسيار وسيعي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ما با چه‌ قدرت‌ و تأثير و برنامه‌ريزي‌ عظيمي‌ از آن‌ طرف‌ روبه‌رو هستيم‌. واقعيت‌ مسأله‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ به‌ اهميت‌، قدرت‌ و تاكتيك‌ تصوير پي‌ برده‌ است‌ و از آن‌ در قالب‌ سينما دارد استفاده‌ مي‌كند. ما در غرب‌ فيلم‌ خنثي‌ نداريم‌، يعني‌ از اين‌ 600، 700 فيلمي‌ كه‌ در سال‌ توليد مي‌كند 30، 40 فيلم‌ است‌ كه‌ در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند، البته‌ آنها را هم‌ خودشان‌ مطرح‌ مي‌كنند با اسكارهايي‌ كه‌ مي‌دهند و بعضاً هم‌ به‌دليل‌ جذابيتهاي‌ عامه‌اي‌ كه‌ دارند در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند و واقعاً فرهنگسازي‌ مي‌كنند. مانند جرياني‌ كه‌ «تايتانيك‌» با دو ميليارد بيننده‌ در سطح‌ جهان‌ ايجاد كرد. اين‌ نكات‌ را به‌صورت‌ پراكنده‌ دارم‌ عرض‌ مي‌كنم‌ چون‌ درهر بفعدش‌ يك‌ معناي‌ عظيمي‌ وجود دارد، مي‌خواهم‌ با اين‌ دلايل‌ نشان‌ بدهم‌ كه‌ غرب‌ به‌قدرت‌ عظيم‌ سينما پي‌ برده‌ است‌. به‌همين‌ دليل‌ الان‌ مهمترين‌ كاري‌ كه‌ مي‌كند اين‌ است‌ كه‌ مباني‌ نظري‌ خودش‌ را كه‌ محصول‌ ايده‌ها و اهدافش‌ است‌ به‌ زبان‌ تصوير ترجمه‌ مي‌كند. يعني‌ من‌ بزرگترين‌ ويژگي‌ غرب‌ را ترجمة‌ معنا به‌ تصوير مي‌دانم‌. چون‌ روانشناسي‌ مدرن‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ تأثيري‌ كه‌ تصوير دارد هيچ‌ كلامي‌ ندارد و بحثي‌ در روانشناسي‌ داريم‌ كه‌ هر تصوير معادل‌ هزار كلمه‌ است‌.
 كار ديگر تصوير و سينما توأماً درگير كردن‌ احساسات‌ و ادراك‌ است‌. سخنورها ادراك‌ را مخاطب‌ قرار مي‌دهند و فيلمهاي‌ بي‌محتوا احساس‌ را و فيلمهاي‌ هدفمند ادراك‌ و احساس‌ را با هم‌. در چنين‌ قلمرويي‌ احساس‌، جذابيت‌ را، ادراك‌ معناپذيري‌ را و جمع‌ آنها سينما را مي‌سازد. من‌ معتقدم‌ و در حقيقت‌ واقعيتهايي‌ جهاني‌ و هاليوود و فرهنگسازي‌ آن‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ دارد از سينما حداكثر استفاده‌ را مي‌برد، چون‌ برايش‌ استفاده‌ دارد لذا جايگاه‌ ويژه‌اي‌ هم‌ دارد.

    با توجه‌ به‌ اهميت‌ مسأله‌ فرهنگ‌سازي‌ كه‌ فرموديد، نكته‌اي‌ كه‌ معمولاً در فرهنگها مطرح‌ است‌ مقوله‌اي‌ به‌نام‌ «مدينة‌ فاضله‌» و يا «آرمانشهر» است‌ و قطعاً غرب‌ هم‌ به‌دنبال‌ ترويج‌ چيزي‌ با اين‌ عنوان‌ است‌. براي‌ عرضه‌ الگوي‌ مطلوب‌ غرب‌ دراين‌ زمينه‌ سينما و رسانه‌هاي‌ تصويري‌ چه‌ نقشي‌ را ايفا مي‌كنند؟

    ما در دهة‌ 90 دو اتفاق‌ جدّي‌ داشتيم‌ در چارچوب‌ همين‌ آرمانشهري‌ كه‌ غربيها تعقيب‌ مي‌كنند: يكي‌ كاربرد اصطلاح‌ نظم‌ نوين‌ جهاني‌  (New World Order) توسط‌ بوش‌ و گفتند ما داريم‌ اين‌ را تعقيب‌ مي‌كنيم‌ و يكي‌ هم‌ نظريه‌ پايان‌ تاريخ‌ فوكوياما. در نظريه‌ پايان‌ تاريخ‌ فوكوياما مي‌گويد: دموكراسي‌ ليبرال‌ آرزوي‌ نهايي‌ است‌ كه‌ با فروپاشي‌ رقيب‌ سرسخت‌ ليبرالها كه‌ كمونيسم‌ بود، ما داريم‌ وارد اين‌ فضا مي‌شويم‌ و تاريخ‌ دارد عملاً پروسة‌ تكاملي‌ خودش‌ را درحد نهايي‌اش‌ طي‌ مي‌كند. اين‌ دو مسأله‌ به‌نحوي‌ از نيت‌ سياسي‌ غرب‌ در  Globalization (جهاني‌ شدن‌) و در ايجاد يك‌ فرهنگ‌ جهاني‌ و تحميل‌ آن‌ بر جهان‌ پرده‌ برداشت‌. مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ رسانه‌ها مهمترين‌ و اصلي‌ترين‌ ابزار تسلط‌ فرهنگي‌ غرب‌ محسوب‌ مي‌شوند چون‌ اولاً تصوير يك‌ زبان‌ بين‌المللي‌ است‌. ما در زبان‌ مشكل‌ داريم‌. مثلاً يك‌ آفريقايي‌ اگر زبان‌ انگليسي‌ نداند نمي‌تواند با فرهنگ‌ غرب‌ ارتباط‌ برقرار كند. ولي‌ ازطريق‌ تصوير چرا. اخيراً در يكي‌ از روزنامه‌ها گزارشي‌ خواندم‌ با عنوان‌ مسجد و ماهواره‌ كه‌ بررسي‌ كرده‌ بود تأثير ماهواره‌ را در فرهنگ‌ مراكش‌ به‌عنوان‌ يك‌ كشور مسلمان‌، نتايجي‌ كه‌ گرفته‌ بود وحشتناك‌ بود، نسبت‌ به‌ آن‌ مباني‌ ارزشي‌ كه‌ ما داريم‌.
 مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ غرب‌ مدينة‌ فاضله‌اي‌ در ذهن‌ خودش‌ ساخته‌، گرچه‌ در خود غرب‌ هم‌ اين‌ مدينة‌ فاضله‌ منتقدان‌ جدّي‌ خودش‌ را دارد مثل‌ «آلن‌ دومينو»، «برژينسكي‌» و «روژه‌ گارودي‌» هم‌ به‌عنوان‌ يك‌ مسلمان‌. ولي‌ واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ كساني‌ كه‌ دارند برنامه‌ريزي‌ مي‌كنند در اين‌ قلمرو اينها دنبال‌ اهداف‌ و منافع‌ خاص‌ خودشان‌ هستند و سعي‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ مدينة‌ فاضله‌ را فقط‌ و فقط‌ ازطريق‌ تصوير به‌وجود بياورند. الان‌ مقاله‌ و سخنراني‌ جواب‌ نمي‌دهد. سمينارهاي‌ تخصصي‌ شايد روشنفكران‌ جهان‌ سومي‌ را مجاب‌ كند امّا غرب‌ يكي‌ از اهداف‌ اصلي‌اش‌ جلب‌ افكار عمومي‌ است‌. در فضايي‌ كه‌ دموكراسي‌ اصل‌ مي‌شود رأي‌ عمومي‌ قدرت‌ساز است‌ به‌همين‌ دليل‌ شما بايد روي‌ رأي‌ عمومي‌ كار بكنيد، روي‌ جلب‌ آراء عمومي‌ بايد كار كنيد، لذا او هدف‌ جدّي‌اش‌ را جلب‌ ا فكار عمومي‌ قرار داده‌ و فيلمها دارند در اين‌ قلمرو آن‌كار را مي‌كنند، شما اگر به‌ مجموعة‌ فيلمهايي‌ كه‌ در اين‌ دو دهه‌ بويژه‌ پس‌ از طرح‌ نظم‌ نوين‌ ساخته‌ شده‌ نگاه‌ كنيد اين‌ مسأله‌ كاملاً ملموس‌ است‌. اجازه‌ بدهيد من‌ يك‌ مثال‌ مصداقي‌ مشخص‌ بزنم‌. آمريكايي‌ها فيلمي‌ ساخته‌اند به‌  روز استقلال‌  (Independence day) . اين‌ فيلم‌ از لحاظ‌ جلوه‌هاي‌ ويژه‌ (Special effect)   بسيار بالاست‌ و خيلي‌ هم‌ در آمريكا مطرح‌ شد و در جهان‌ هم‌ روي‌ آن‌ خيلي‌ تبليغ‌ شد. چهارم‌ ژوئيه‌ در تقويم‌ آمريكايي‌ روز استقلال‌ آنها محسوب‌ مي‌شود. در اين‌ فيلم‌ يك‌ گروه‌ فضايي‌ به‌ كره‌ زمين‌ حمله‌ مي‌كنند و امريكايي‌ها دفاع‌ مي‌كنند، درنهايت‌ در روز استقلال‌ اينها دشمنان‌ را دفع‌ مي‌كنند. خيلي‌ها اين‌ فيلم‌ را به‌عنوان‌  action   و با جلوه‌هاي‌ ويژة‌ برتر گرفتند امّا به‌ پيامي‌ كه‌ اين‌ فيلم‌ داشت‌ اصلاً توجه‌ نشد.
 پيام‌ اين‌ بود كه‌ آمريكا و نظام‌ فرهنگي‌ حاكم‌ بر غرب‌ تنها سيستمي‌ است‌ كه‌ جهان‌ را از خطراتي‌ كه‌ وجود دارد حفظ‌ مي‌كند و اين‌ پيام‌ را در اكثر فيلمها ترويج‌ و تبليغ‌ مي‌كند، حتي‌ در فيلمي‌  كه‌ اخيراً تلويزيون‌ ما (احتمالاً در ايّام‌ نوروز 79) نشان‌ داده‌ شد كه‌ باز هم‌ آدم‌ فضايي‌ها حمله‌ مي‌كنند، آمريكايي‌ مردم‌ را نجات‌ مي‌دهند. در فيلم‌ پيشگوئيهاي‌ نوستر آداموس‌ كه‌ حتماً بحثمان‌ به‌ آن‌ خواهد رسيد اين‌ امريكاست‌ كه‌ مقابل‌ مسلمانها مي‌ايستد يا مثلاً بازي‌ كامپيوتري‌ خيلي‌ مشهور «يا مهدي‌» كه‌ اسم‌ اصلي‌اش‌  ûPersian Gulf inferno‎  (جهنم‌ خليج‌ فارس‌) است‌. خليج‌ فارس‌ را مركز حركتهاي‌ تروريستي‌ جهان‌ جلوه‌ مي‌دهد. ما در بعد روانشناسي‌ مي‌گوئيم‌ اين‌ بازي‌ افراد را نسبت‌ به‌ امام‌ زمان‌ و لفظ‌ «يا مهدي‌» شرطي‌ مي‌كند ولي‌ وقتي‌ باطن‌ قضيه‌ را نگاه‌ مي‌كنيد مي‌بينيد پيام‌ ديگري‌ هم‌ دارد و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ خليج‌ فارس‌ مركز حركتهاي‌ تروريستي‌ جهان‌ مي‌شود حضور نظامي‌ امريكا در خليج‌ فارس‌ توجيه‌ مي‌شود. غرب‌ يكي‌ از كارهايش‌ اين‌ است‌ كه‌ قبل‌ از اينكه‌ به‌ عمليات‌ گسترده‌ دست‌ بزند ازطريق‌ رسانه‌ها كار خودش‌ را توجيه‌ مي‌كند. شما جريان‌ خليج‌ فارس‌ را ببينيد، ما يك‌ بحث‌ بسيار مهمي‌ را درباره‌ بحران‌ خليج‌ فارس‌ داشتيم‌ كه‌ گفتند جنگ‌ رسانه‌هاست‌، نه‌ جنگ‌ تسليحات‌. سي‌. ان‌. ان‌  (CNN)  نقش‌ بسيار جدّي‌ داشت‌، وقتي‌ كه‌ فضا دارد وارد چنين‌ قلمرويي‌ مي‌شود، رسانه‌ها در پياده‌كردن‌ اهداف‌ غرب‌ نقش‌ جدّي‌ دارند. مثال‌ ملموس‌ ديگري‌ را خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌. ما الان‌ جنگي‌ را در نظام‌ جنگهاي‌ مدرن‌ داريم‌: جنگ‌ اينترنت‌ و الكترونيك‌، به‌عنوان‌ مثال‌ يكي‌ دوماه‌ پيش‌ بود كه‌ اسرائيليها سايت‌ حزب‌الله را شكسته‌ بودند و پرچم‌ اسرائيل‌ را در سايت‌ آنها گذاشته‌ بودند و كاري‌ كه‌ حزب‌اللهي‌ها كرده‌ بودند خيلي‌ جالب‌ بود، آنها آمده‌ بودند ساعتها كنگره‌ «كفنفست‌» اسرائيل‌ و مراكز حساس‌ اسرائيل‌ را اشغال‌ كرده‌ بودند، يعني‌ بلافاصله‌ جواب‌ داده‌ بودند و پاتك‌ كرده‌ بودند. لذا مي‌بينيد اصلاً فضاي‌ جنگها، برخوردها و تأثيرگذاري‌ در جهان‌ دارد عوض‌ مي‌شود و من‌ در قلمروهاي‌ مختلف‌ كه‌ بررسي‌ كرده‌ام‌ ديده‌ام‌ كه‌ در اكثريت‌ اين‌ قلمروها تصوير است‌ كه‌ حرف‌ اول‌ را مي‌زند، همه‌ مي‌خواهند مخاطب‌ را جلب‌ كنند آن‌ هم‌ به‌ بهترين‌ و جذابترين‌ شكل‌ كه‌ تصوير است‌. يك‌ جمله‌ خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ عصارة‌ بحثم‌ و جواب‌ كلي‌ سؤال‌ شما باشد كه‌ غربيها اولاً قطعاً مدينة‌ فاضله‌ دارند، اين‌ مدينة‌ فاضله‌ را دارند ذكر مي‌كنند كه‌ همان‌ دموكراسي‌ ليبرال‌ است‌.
 وقتي‌ تافلر در كتاب‌ «جابجايي‌ قدرت‌» خودش‌ مي‌گويد: «بسياري‌ از فرهنگها و مردم‌ جهان‌ تشنة‌ اقتباس‌ از زندگي‌، مفد و فرهنگ‌ غربي‌ هستند» (كه‌ من‌ روي‌ اين‌ اصطلاح‌ تكيه‌     مي‌كنم‌) دارد به‌نحوي‌ تبليغ‌ مي‌كند گرچه‌ برخوردش‌ نقادانه‌ است‌ ولي‌ بطن‌ اين‌ نقادي‌ از لحاظ‌ روانشناسي‌ متهم‌ است‌ و در اصل‌ تبليغ‌ است‌.
 ثانياً، بستر اين‌ جهاني‌ سازي‌ و اين‌ معنا كه‌ جهان‌ را تحت‌ اين‌ مدينة‌ فاضله‌ تسخير كنند رسانه‌ها هستند. من‌ در همين‌ فضا يك‌ نكته‌ مهم‌ ديگر را عرض‌ كنم‌ كه‌ باز مصداقي‌ است‌. ما در سال‌ 2000 فيلم‌ ديگري‌ داشتيم‌ در هاليوود با عنوان‌ ماتريكس‌ (Matrix) . اين‌ فيلم‌ فروش‌ و استقبال‌ غيرمنتظره‌اي‌ داشت‌.
 چهار جايزه‌ اسكار گرفت‌ ،به‌دليل‌ اينكه‌ جلوه‌هاي‌ ويژه‌ و بهترين‌ تدوين‌ صدا و مواردي‌ از اين‌ قبيل‌ داشت‌. من‌ در دانشگاههاي‌ كشور بحثي‌ تحت‌ عنوان‌ «هويت‌ انسان‌ فردا» داشتم‌ و بعد از آن‌ نقد و نمايش‌ ماتريكس‌ و اخيراً اين‌ برنامه‌ را در دانشگاه‌ تهران‌ داشتيم‌. نكته‌ مهمي‌ كه‌ در چارچوب‌ بحث‌ ما از اين‌ فيلم‌ وجود دارد اين‌ است‌ كه‌ در اين‌ فيلم‌ هويت‌ انسان‌ آينده‌ كه‌ به‌ ماشين‌ تبديل‌ شده‌ زير سؤال‌ مي‌رود. امّا نجاتي‌ كه‌ براي‌ فرار از اين‌ بحران‌ ذكر مي‌شود شهري‌ است‌ به‌اسم‌  Zion   (صهيون‌) يعني‌ شما در اين‌ فيلم‌ پنج‌، شش‌ بار كلمه‌ صهيون‌ را مي‌شنويد با اصطلاح‌ لاتين‌ آن‌ و با چهرة‌ شهر منجي‌. يعني‌ تصويري‌ كه‌ ارائه‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ فقط‌ يكجاست‌ كه‌ در آنجا مي‌توانيد نجات‌ پيدا كنيد، چه‌ در قلمرو ماده‌ و چه‌ معنا و آن‌  Zion است‌.
 مي‌خواهم‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ وقتي‌ شما مي‌بينيد كه‌ ماتريكس‌ ساخته‌ مي‌شود و در جهان‌ آن‌ را در بوق‌ و كَرنا مي‌كنند، جلوه‌هاي‌ ويژه‌ بسيار عظيمي‌ درآن‌ به‌كار مي‌رود كه‌ واقعاً حيرت‌انگيز و بسيار جالب‌ است‌، امّا برفراز اين‌ معاني‌ صهيون‌ قرار داده‌ مي‌شود يعني‌ اينكه‌ براي‌ غرب‌ جا انداختن‌ مسألة‌ مدينة‌ فاضله‌ مهم‌ است‌ و بسترش‌ را تصوير برگزيده‌ است‌. مگر در دهة‌ 50 ميليونها دلار در صحراها خرج‌ ساختن‌ فيلمهاي‌ پرخرجي‌ مثل‌ «بن‌هور» و «ده‌ فرمان‌ موسي‌» نشد؟ الان‌ اين‌ مسأله‌ براي‌ ما دارد كشف‌ مي‌شود كه‌ در آن‌ زمان‌ اسرائيل‌ مشكل‌ مشروعيت‌ را داشت‌ و مشكل‌ مشروعيت‌ را فقط‌ تصوير حل‌ مي‌كرد. سينماها هم‌ پر مي‌شد، خبري‌ خواندم‌ كه‌ وقتي‌ فيلم‌ بن‌هور وارد ايران‌ شد، (حالا چطور اسرائيل‌ با رژيم‌ تماس‌ گرفته‌ بود نمي‌دانم‌) بسرعت‌ ترجمه‌ شد. يعني‌ در تاريخ‌ سينماي‌ ايران‌ فيلمي‌ كه‌ بسرعت‌ و در كمترين‌ زمان‌ ترجمه‌ و ديالوگهاي‌ آن‌ جهت‌ ارائه‌ آماده‌ شد، فيلم‌ بن‌هور بود و بعد هم‌ ده‌فرمان‌. اسرائيل‌ قدرت‌ تصوير را شناخت‌ و از سيستم‌ سينما استفاده‌ كرد و خود را جا انداخت‌. اين‌ مثالها بحث‌ را براي‌ خواننده‌ ملموس‌ مي‌كند. من‌ يك‌ سخنراني‌ در دانشگاه‌ شيراز داشتم‌، سال‌ 77 كه‌ بحثم‌ مهدويت‌ و غرب‌ بود ـ بحثي‌ كه‌ در جاهاي‌ مختلف‌ دارم‌ ـ در آنجا از كنفرانس‌ سال‌ 1984 تل‌آويو   پرده‌ برداشتم‌ و سياستهايي‌ كه‌ اينها داشتند و بازي‌ كامپيوتري‌ «يا مهدي‌» را به‌ آنها نشان‌ دادم‌. چند روز بعدش‌ بخشهاي‌ مهم‌ سخنراني‌ من‌ و تصاويري‌ از اين‌ بازي‌ در مجلة‌ دانشگاه‌ شيراز منتشر مي‌شود و پنج‌، شش‌ صفحه‌ را به‌خود اختصاص‌ مي‌دهد. اين‌ مجله‌ در اينترنت‌ سايت‌ داشت‌، حدود يكماه‌ بعد تدوين‌كنندگان‌ مجله‌ رفته‌ بودند كه‌ مجله‌ خودشان‌ را ورق‌ بزنند ديدند كه‌ مثلاً از صفحه‌ 4 يكدفعه‌ مي‌رود به‌ صفحه‌ 11، يعني‌ بررسيهايي‌ كه‌ كرده‌ بودند ديدند كه‌ سيستمي‌ (كه‌ آنها حدس‌ مي‌زدند اسرائيل‌ بوده‌) سايت‌ را شكسته‌ و وارد آن‌ شده‌ بود و اين‌ چند صفحه‌ را حذف‌ كرده‌ بود. چرا؟ چون‌ اينترنت‌ جهاني‌ است‌. يعني‌ اينقدر براي‌ آنها رسانه‌ها مهم‌ است‌.
پس‌ ظاهراً حضور نظامي‌ آمريكا در خليج‌ فارس‌ چندان‌ ربطي‌ به‌ صدام‌ و عراق‌ و كويت‌ ندارد؟
  
  بله‌، حضور دائمي‌ خودش‌ را با «يامهدي‌» كنترل‌ مي‌كند. به‌ نكته‌ خيلي‌ مهمي‌ اشاره‌ كرديد، اين‌ سبب‌ شد من‌ نكته‌ خيلي‌ مهمتري‌ را عرض‌ كنم‌. كساني‌ كه‌ اين‌ مصاحبه‌ را مي‌خوانند اصلاً اينجور برداشت‌ نكنند كه‌ يك‌ فضاي‌ مذهبي‌ خاص‌ دارد تمامي‌ ابعاد سياسي‌ جهان‌ را براساس‌ ديدگاههاي‌ مذهبي‌اش‌ تفسير مي‌كند. واقعاً اين‌ نيست‌. من‌ حاضرم‌ با افرادي‌ كه‌ در اين‌ قلمرو مي‌گويند نظريات‌ خاصي‌ را داريم‌ تحميل‌ مي‌كنيم‌ به‌ بحث‌ بنشينم‌. چرا من‌ به‌ نيويورك‌ تايمز و فيلمهاي‌ هاليوود و «يامهدي‌» استناد كردم‌؟ مي‌خواهم‌ بگويم‌ براساس‌ مجموعه‌ تحقيقات‌ داريم‌ اين‌ نظريات‌ را ذكر مي‌كنيم‌. صرفاً از يك‌ ديدگاه‌ مذهبي‌ يا سياسي‌ خاص‌ نيست‌.
 براي‌ اين‌ نكته‌ جالب‌ شما من‌ اشاره‌ مي‌كنم‌ به‌ جريان‌ قيام‌ 1979 مكه‌، من‌ متأسفانه‌ اسم‌ شخصي‌ را كه‌ با اسم‌ مهدي‌ در مسجدالحرام‌ قيام‌ كرد در ذهنم‌ نيست‌. اصلاً موصاد به‌ ياري‌ فهد آمد، سه‌ روز اصلاً مكه‌ و مدينه‌ در دست‌ اينها بود و اينها ذكر كردند كه‌ ما با اسم‌ امام‌ زمان‌ داريم‌ قيام‌ مي‌كنيم‌. شما اين‌ مسأله‌ را داشته‌ باشيد. انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ پيروز شد و دقيقاً  مدت‌ كوتاهي‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چنين‌ اتفاقي‌ در مكه‌ و مدينه‌ مي‌افتد. مي‌دانيد كه‌ مكه‌ و مدينه‌ مركز جهان‌ اسلام‌ هستند. (در پرانتز هم‌ اين‌ نكته‌ مهم‌ را عرض‌ كنم‌ كه‌ هيچ‌ فكر كرده‌ايد چرا تخريب‌ مجسمه‌ بودا با حج‌ مسلمين‌ همگام‌ و همزمان‌ شد؟ خيلي‌ مهم‌ است‌. همچنان‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ ما روي‌ جشن‌ كريسمس‌ در جهان‌ توجه‌ دارند يك‌ اتفاق‌ مهم‌ جهاني‌ دارد مي‌افتد. يك‌ ميليون‌ مسلمان‌ دارند جمع‌ مي‌شوند مكه‌، طبيعي‌ است‌ كه‌ رسانه‌ها زوم‌ مي‌كنند، خبر ارائه‌ مي‌دهند، فيلم‌ تهيه‌ مي‌كنند. جالب‌ است‌ بدانيد روزنامه‌هاي‌ ايران‌ هفته‌ پيش‌ در ايّام‌ عيد قربان‌ تصويري‌ را از مسجدالحرام‌ در صفحه‌ اول‌ خودشان‌ چاپ‌ كردند و خيلي‌ هم‌ زيبا بود و از رويتر بود. همزمان‌ با انعكاس‌ اين‌ عظمت‌ اسلامي‌ در مكه‌ و مدينه‌ تلويزيون‌  CNN   فيلم‌ پخش‌ مي‌كند كه‌ دارند با آر.پي‌.جي‌ مجسمة‌ بودا را مي‌زنند. اينها همزماني‌اش‌ واقعاً مسأله‌دار است‌ و دارد آن‌ را خنثي‌ مي‌كند). در فيلم‌ نوسترآداموس‌ هم‌ عظمت‌ مسلمين‌ را در مكه‌ و مدينه‌ نشان‌ مي‌دهد. اينها سمبل‌ وحدت‌ عظمت‌ و قدرت‌ و هويت‌ ما هستند و غرب‌ مي‌داند كه‌ هر اتفاقي‌ مي‌افتد از آنجاست‌، اين‌ يك‌ مسأله‌.
 قيامي‌ كه‌ در مكه‌ رفخ‌ مي‌داد و متأثر از انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ بود. براي‌ غرب‌ خيلي‌ مهم‌ بود، براي‌ غرب‌ مي‌توانست‌ اين‌ موضوع‌ اينجور باشد كه‌ مكه‌ مي‌تواند مركز خيلي‌ مسائل‌ باشد. ضمن‌ اينكه‌ مي‌دانيم‌ امام‌ زمان‌، عليه‌السلام‌، قيامشان‌ را از آنجا شروع‌ مي‌كند.
 آنچه‌ كه‌ شما فرموديد كاملاً درست‌ است‌. او مي‌خواهد اولاً نيروي‌ نظامي‌اش‌ يك‌ سد بين‌ ايران‌ و عربستان‌ باشد. سياست‌ خارجي‌ غرب‌ در خليج‌ فارس‌ اين‌ است‌ كه‌ نگذارد بين‌ اين‌ دو قدرت‌ ائتلاف‌ استراتژيك‌ صورت‌ بگيرد؛ از يك‌ طرف‌ هم‌ نمي‌خواهد تنازع‌ باشد چون‌ خيلي‌ها طرف‌ ايران‌ را مي‌گيرند و او مشروعيتش‌ را ازدست‌ مي‌دهد و تنازع‌ به‌نفع‌ ماست‌. چون‌ افكار عمومي‌ دنياي‌ اسلام‌ با ماست‌ و اگر اين‌ افكار عمومي‌ مواجه‌ بشوند كه‌ دشمن‌ ايران‌ عربستان‌ است‌، خادم‌الحرمين‌ مشروعيت‌ خود را در دنياي‌ اسلام‌ ازدست‌ مي‌دهد لذا شما نقشه‌ را اينطور ببينيد كه‌ اين‌ نيروها حائل‌ بين‌ مكه‌ و مدينه‌ هستند، با ايران‌، ايراني‌ كه‌ پيام‌ انقلابي‌ دارد و آنجايي‌ كه‌ مشروعيت‌ مذهبي‌ دارد البته‌ حرمين‌، نه‌ حاكمانش‌ و طبيعي‌ است‌ كه‌ در چنين‌ فضايي‌ مي‌آيند در اينجا نيرو پياده‌ مي‌كنند.
 نكتة‌ ديگري‌ هم‌ هست‌، امام‌ در سال‌ 1359 سخنراني‌ داشتند، در آن‌ سخنراني‌ كه‌ پيرامون‌ نيمه‌ شعبان‌ بود، فرمودند: «در تمام‌ بشر كسي‌ نبوده‌ الا مهدي‌ موعود، سلام‌اللهعليه‌، كه‌ خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌ ذخيره‌ كرده‌ است‌ براي‌ بشر. هريك‌ از انبياء كه‌ آمده‌اند براي‌ اجراي‌ عدالت‌ آمده‌اند و مقصدشان‌ اين‌ بود كه‌ در همه‌ جهان‌ عدالت‌ را اجرا كنند. لكن‌ موفق‌ نشدند بعد از انبيا و اولياي‌ بزرگ‌ از پدران‌ حضرت‌ موعود كسي‌ نبوده‌ است‌ كه‌ عدالت‌ را اجرا بكند و اين‌ يك‌ موجودي‌ است‌ كه‌ ذخيره‌ شده‌ است‌ براي‌ همچنين‌ مطلبي‌». اين‌ سخنراني‌ وقتي‌ پخش‌ شد اولين‌ جايي‌ كه‌ در كشورهاي‌ عربي‌ انعكاس‌ داشت‌ «الرأي‌ العام‌» بود در كويت‌.
 پس‌ از آن‌ 40 مقاله‌ يا فتوا صادر شد مبني‌ بر تكفير حضرت‌ امام‌ به‌ سه‌ دليل‌ كه‌ مثلاً ايشان‌ معتقد شده‌ پيامبران‌ عاجزند، توانايي‌ امام‌ زمان‌، عليه‌السلام‌، فوق‌ قدرت‌ است‌. و تكميل‌ شريعت‌، پس‌ شريعت‌ ناقص‌ است‌ و ايشان‌ مي‌آيند و شريعت‌ را تكميل‌ مي‌كنند. غرب‌ از اينجا هم‌ پي‌ برد كه‌ مسأله‌ مهدويت‌ چيز بسيار خوبي‌ است‌ براي‌ آنها كه‌ بتوانند مسأله‌ ايجاد كنند.
 مجموع‌ اين‌ برنامه‌ها به‌گونه‌اي‌ نشان‌ مي‌دهد غرب‌ واقعاً دارد روي‌ اين‌ مسأله‌ كار مي‌كند و حداقل‌ يكي‌ از اهداف‌ استراتژيك‌ حضور در خليج‌ فارس‌ ـ كه‌ من‌ يقين‌ دارم‌ ـ اين‌ است‌.

    ميزان‌ پذيرش‌ جهاني‌ نسبت‌ به‌ بحث‌ مهدويت‌ چگونه‌ است‌؟
  
  آفرين‌. اين‌ سؤال‌ است‌. وقتي‌ من‌ در هند مي‌بينم‌ «گوتمه‌» را طلب‌ مي‌كنند، زرتشتيها كه‌ معتقدند دنيا دارد تمام‌ مي‌شود، زمان‌ ظهور «سوشيانت‌» دارد مي‌آيد، در يهود و مسيحيت‌ هم‌ اين‌ مسأله‌ بسيار بالاست‌. پس‌ انگيزه‌ها و پتانسيل‌ و پذيرش‌ جهاني‌ وجود دارد. لازم‌ هم‌ نيست‌ كه‌ ما بگوئيم‌ شما بياييد جاي‌ مسيح‌ امام‌ زمان‌ ما را بشناسيد، بلكه‌ امام‌ زمان‌،عليه‌السلام‌، را جوري‌ مطرح‌ كنيد كه‌ مسيح‌ زيرمجموعه‌اش‌ بشود و بتواند به‌ تمام‌ نيازها پاسخ‌ بدهد. اتفاقاً اگر بتوانيد در اينترنت‌ سايت‌ بزنيد و با جهان‌ وارد مذاكره‌ بشويد، ببينيد چقدر برايتان‌ مطلب‌ مي‌آيد.
 مجلة‌ نيوزويك‌  (News week) ، 23 آگوست‌ 1999، گزارش‌ ويژه‌ دارد و يك‌ جمله‌ بسيار مهم‌  What must be done?  (چه‌ بايد كرد؟) انسان‌ به‌ بحران‌ رسيده‌ و انساني‌ كه‌ به‌ بحران‌ برسد ناخودآگاه‌ چشمش‌ به‌ آسمان‌ است‌ و آينده‌.
 رسالت‌ شناساندن‌ امام‌ زمان‌، امام‌ حسين‌ و امام‌ علي‌، عليه‌السلام‌، به‌ جهان‌ كم‌ از شناسايي‌ آنها توسط‌ خود ما نيست‌. منتهي‌ نوع‌ بيان‌ بسيار مهم‌ است‌.

    رسانه‌هاي‌ ما در برابر اين‌ مسأله‌ چه‌كار مي‌توانند بكنند؟
   
اولاً اين‌ كاري‌ كه‌ شما كرديد و  ان‌شاءالله خود امام‌ زمان‌، عليه‌السلام‌، هم‌ اجرش‌ را بدهند، اميدوارم‌ مسؤولان‌ ما هم‌ اهميت‌ اين‌ قضيه‌ را احساس‌ كرده‌ باشند، بايد سيستمي‌ در رسانه‌هاي‌ ما داشته‌ باشد از كانال‌ خود شما هم‌ باشد. يك‌ چيزي‌ را مقابل‌ خودتان‌ نبايد بگويم‌ و پشت‌ سرتان‌ گفته‌ام‌، دورادور كارتان‌ را دارم‌ تعقيب‌ مي‌كنم‌، در كار شما صداقت‌ و خلوص‌ خاصي‌ است‌، يعني‌ دنبال‌ نام‌ و نان‌ نيستيد، اين‌ را آدم‌ منصف‌ متوجه‌ مي‌شود. اگر بوديد دنبال‌ خيلي‌ كارها مي‌شد رفت‌. بستر كار هم‌ همين‌ است‌. سرمايه‌ ما شيعيان‌ اين‌ است‌، بايد كمك‌ بشود.
 شما با همين‌ فضا فعلاً قضيه‌ را پيش‌ ببريد، بعد يك‌ نماينده‌ از صدا و سيما، يك‌ نماينده‌ از سازمان‌ تبليغات‌ اسلامي‌ و وزارت‌ ارشاد و حوزه‌ هنري‌ و ديگر جاهايي‌ كه‌ درگير اين‌ مسأله‌اند بيايند و براي‌ آنها جا بيندازيم‌، چرا غرب‌ ماتريكس‌، آرماگدون‌ و روز استقلال‌ را مي‌سازد، صد تا فيلم‌ مي‌توانم‌ معرفي‌ كنم‌ كه‌ اينها دارند روي‌ آينده‌ كار مي‌كنند. اگر دارند كار مي‌كنند يعني‌ مهم‌ است‌. وقتي‌ دارند «يا مهدي‌» را مي‌سازند يعني‌ برايش‌ مهم‌ است‌. دقيقاً ما معادل‌ آن‌كار، كار ارزشي‌ و اثباتي‌ بكنيم‌. اين‌ نياز به‌ يك‌ تيم‌ تخصصي‌ دارد. ولي‌ مهمتر از تيم‌، جا افتادن‌ ضرورت‌ كار است‌. يعني‌ اين‌ كار ضرورتش‌ هنوز براي‌ آقايان‌ تعريف‌ شده‌ نيست‌ و پي‌ نبرده‌اند. حالا نمي‌دانم‌ كوتاهي‌ ما بوده‌، آقايان‌ وقت‌ ندارند و به‌ روزمرگي‌ افتاده‌اند.

   
 
پي‌نوشتها:
 2. سوره‌ بقره‌ (2)، آيه‌ 17: «مَثَلشان‌، مَثَل‌ آن‌ كسي‌ است‌ كه‌ آتشي‌ افروخت‌، چون‌ پيرامونش‌ را روشن‌ ساخت‌، خدا روشنايي‌ از آنان‌ بازگرفت‌ و نابينا در تاريكي‌ رهايشان‌ كرد.»
 3. همان‌، آيه‌ 19: «يا چون‌ باراني‌ سخت‌ در ظلمت‌ همراه‌ با رعد و برق‌ از آسمان‌ فرود آيد، تا مباد كه‌ از بانگ‌ صاعقه‌ بميرند، انگشتان‌ خويش‌ در گوشها كنند. و خدا بر كافران‌ احاطه‌ دارد
مصاحبه ماهنامه موعود سال پنجم-شماره 26

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 19:43 |




Javascripts