انتظار موعود در سينمای هالیوود...
فرانسيس فوكوياما، نظريه پردازي كه به طراح ايده جنگ تمدن ها معروف است چندي پيش در كنفرانس اورشليم درباره تشيع گفته بود: «شيعه پرنده اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده اي كه دو بال دارد. يك بال سبز و يك بال سرخ. بال سبز اين پرنده «مهدويت» و عدالت خواهي است و بال سرخ آن شهادت طلبي است كه ريشه در حماسه كربلا دارد و اين دو شيعه را فناناپذير كرده اند.»
مي توان اين گفته فوكوياما را به گونه اي ديگر تعبير كرد كه شيعه راهي است كه مبدأ آن كربلاست و مقصدش رسيدن به جامعه آرماني مهدوي است. به عبارتي اين دو طرف، هويت شيعه را پديد آورده است. از همين رو است كه امروز در غرب و به خصوص در دانشگاه ها و مراكز پژوهشي آمريكا، امام زمان(عج) شناسي بسيار اوج گرفته است. چون كه قصد مقابله با آن را دارند.
هراس آمريكايي ها از انتظار شيعيان و ظهور موعود آنها، در سينماي اين كشور نيز خودنمايي مي كند. آنها به نبردي پاياني بين خودشان با ما اعتقاد دارند. به همين دليل نيز در اين زمينه به صورت مداوم كار فرهنگي مي كنند. اين جريان در هاليوود به فيلم هاي آخرالزماني معروف شده. آثاري كه آمريكا در آنها به ترسيم جنگي نهايي بين خودشان به عنوان جبهه حق و دشمنانشان- كه آشكارا مسلمان و شرقي هستند- مي پردازد. «آرماگدون»، «ماتريس»، «ارباب حلقه ها» و... نمونه هاي معروف اين نوع فيلم ها هستند. از نمونه هاي اخير نيز مي توان به فيلم هايي چون «بيولوف»، «هري پاتر»، «قطب نماي طلايي»، «نارنيا»و ... اشاره كرد.
در اين فيلم ها از يك طرف باورهاي مسيحيت صهيونيسم در زمينه پايان تاريخ تبليغ مي شود و از طرف ديگر، تصويري هيولاوار و ترسناك از طرف مقابله ارائه مي گردد. اين فيلم ها گوياي اين هستند كه آمريكايي ها سينما را جز در خدمت اهداف سياسي نمي خواهند و باورهاي عقيدتي و ايدئولوژيك خود را -از جمله در مورد آخرالزمان- در فيلم هايشان بيان مي كنند. اما در اين جنگ نرم فرهنگي، كشور ما فعلاً سكوت كرده است. سكوتي كه نوعي انفعال در زمينه پرداختن به مسئله انتظار موعودو آخرالزمان را در سينما به وجود آورده است...
