اصطلاح اسلامهراسي يا Islamophobia از اواخر دهة 80 در غرب رايج شد. ريشة اسلامهراسي به «بحرانها و مشكلات تمدن غربي» برميگردد كه موجب توجه و تمسك مستضعفان به اسلام و تلاش مذبوحانة سران پشت پرده براي جلوگيري از رشد اسلام در غرب شده است. آنها گمان ميكنند اين رشد بيش از پيش پايههاي فرهنگي و تمدني غرب را كه به بن بست رسيده متزلزل ميكند. طي سالهاي متمادي آنها بيرحمانه مسيحيان را فاسد، مسيحيت را دنيا زده و سكولار كردند و با هجمه به همة عناصر ديني و فرهنگ مذهبي ملل فساد و ابتذال و ظلم را بر مردم جهان تحميل كردند در هواي دستيابي به قدرت مطلق و حكومت جهاني اولاد اسرائيل. امّا امروزه به رغم تصور آنها اتفاقاتي جديد در حال وقوع است. از جمله اسلامگرايي از همين رو آنها براي مقابله دست به كار خلق و اعمال استراتژي «اسلامستيزي» در غرب شدند.
اجراي اين استراتژي يك بازو در غرب دارد كه از طريق رسانهها و به مدد سياستمداران و هدايت صهيونيسم بينالملل به اختلاف ميان مسلمانان و مسيحيان دامن ميزند تا پروژة جنگ صليبي را يادآور شود.
ارائة تصويري موحش از مسلمانان، منتسب ساختن تمامي حوادث سوء، انفجارها، ترورها، بحرانهاي اقتصادي به مسلمانان در دستور كار رسانههاي غربي است. ساخت فيلمهايي شبيه فتنه، چاپ كاريكاتور و امثال اينها تنها يك از هزار نمونه هستند، ارائة تصويري از مسلمانان هواپيما ربا، شهوت ران، بيرحم و تروريست در فيلمهاي هاليوودي بازوي ديگري اين پروژه، درگير كردن مسلمانان با هم و سوق دادن تضادها و كشمكشها به درون سرزمينهاي اسلامي است. حركتهاي ضدّ شيعي، افراط كاري وهابيها انجام عمليات انتحاري و انفجارها در عراق و پاكستان و... تخريب اماكن مذهبي در اين جهت قابل شناسايي است.
در ميان مردم غربي ترس از اسلام را تبليغ ميكنند و سبب تنش و تفرقه ميان مسلمانان و غيرمسلمانان ميشوند و در ميان مردم مسلمان ترس از شيعه را تبليغ ميكنند و سبب تفرقة اهل سنّت و جماعت و شيعيان ميشوند.
به سادگي ميتوان مأموران اجراي اين سياست را در جهان اسلام شناخت.
يكي از مخالفان اين جريان به نام «جك جي، شاهيني» كتابي با عنوان «عرب تلويزيوني» در سال 1984 منتشر كرده كه در آن يكصد برنامة تلويزيوني محبوب و پر مخاطب طي مدت 8 سال در ايالت متحده مورد بررسي قرار گرفت است. نويسنده نتيجه گرفته كه در اين 8 سال و طي يكصد برنامة تلويزيوني كه يكصد و پنجاه ميليون نفر در ايالات متحدة آمريكا مخاطب داشته حتي يك ويژگي خوب و مثبت به مسلمانان نسبت داده نشده است.
امّا نكتة جالب توجه اينجاست كه اين پروژه كه گويي تمامي ندارد نتيجة عكس داده است. توجه و تمايل به اسلام بيش از پيش دامن گسترده است.
در اروپا بيش از شش هزار مسجد وجود دارد و در 28 كشور اروپايي سازمانهاي اسلامي مشغول فعاليت هستند.
رهبر حزب راستگرايي بلژيكي در كتاب خود كه با نام «ان شاء الله» منتشر شده دربارة اسلامي شدن اروپا اعلام كرده است كه تعداد مسلمانان روز به روز در حال افزايش است و بايد با سختتر كردن قوانين مهاجرت از مهاجرت آنان به اروپا جلوگيري كرد.
